السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
305
تفسير الميزان ( فارسي )
نموده كم و يا زيادش كند و يا به كلى و يا بعضى از آن را به پيشنهاد مردم و يا هواى دل خويش متروك گذارد ، و از خدا آيه اى ديگر كه مطابق ميل مردم و يا ميل خود او است بخواهد و يا در پاره اى از احكام و معارفش مداهنه و يا مسامحه كند ، چون او رسولى بيش نيست ، و تنها مامور است كه بشر را بشارت و انذار دهد . پس همه اينها براى اين است كه قرآن حق است و از مصدر حق صادر گشته ، « فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ - بعد از حق غير از ضلالت چه چيز ديگرى هست » . پس جمله * ( « وَما أَرْسَلْناكَ . . . » ) * متمم كلام سابق است ، و خلاصه اش اين است كه قرآن آيتى است حق ، كه احدى نمىتواند در آن دخل و تصرف نمايد ، و رسول خدا ( ص ) و غير او در اين مداخله نداشتن برابرند . * ( « وَقُرْآناً فَرَقْناه لِتَقْرَأَه عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ وَنَزَّلْناه تَنْزِيلًا » ) * . اين آيه عطف است بر ما قبلش و معناى مجموع آن دو چنين مىشود ، ما قرآن را به حق نازل نموديم و آن را آيه آيه كرديم . در مجمع البيان گفته « 1 » : « معناى » فرقناه « » فصلناه « است ، يعنى آن را آيه آيه و سوره سوره نازل كرديم ، جمله : * ( » عَلى مُكْثٍ « ) * نيز بر همين معنا دلالت مىكند ، زيرا » مكث « - به ضمه ميم و همچنين به فتحه آن - دو واژه هستند به يك معنا » . پس لفظ آيه با صرفنظر از سياق آن تمامى معارف قرآنى را شامل مىشود ، و اين معارف در نزد خدا در قالب الفاظ و عبارات بوده كه جز به تدريج در فهم بشر نمىگنجد ، لذا بايد به تدريج كه خاصيت اين عالم است نازل گردد تا مردم به آسانى بتوانند تعقلش كرده حفظش نمايند ، و بر اين حساب آيه شريفه همان معنايى را مىرساند كه آيه « إِنَّا جَعَلْناه قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَإِنَّه فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ » « 2 » در مقام بيان آن است . و نزول آيات قرآنى به تدريج و بند بند و سوره سوره و آيه آيه ، به خاطر تماميت يافتن استعداد مردم در تلقى معارف اصلى و اعتقادى و احكام فرعى و عملى آن است ، و به مقتضاى مصالحى است كه براى بشر در نظر بوده ، و آن اين است كه علم قرآن با عمل به آن مقارن باشد ، و طبع بشر از گرفتن معارف و احكام آن زده نشود ، معارفش را يكى پس از ديگرى درك
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 445 . ( 2 ) بدرستى كه ما قرار داديم آن را قرآنى عربى شايد شما تعقل كنيد ، و به درستى كه آن در اصل كتاب نزد ما هر آينه بلند مرتبه و با حكمت است . سوره زخرف ، آيات 3 و 4 .